۱۲ مرداد ۱۴۰۴
علی متکی- یکی از ریشهایترین مشکلات در نظام اداری و بانکی ایران، فاصلهی عمیقیست که میان مدیران و مردم عادی ایجاد شده. مسئولانی که خودشان هرگز برای افتتاح یک حساب بانکی ساعتها در صف نایستادهاند، هیچگاه با سامانههای معیوب نوبتدهی کلنجار نرفتهاند و طعم بینظمی در بانکها، ادارهها و نهادهای مختلف را نچشیدهاند. چگونه میتوانند سیاستی مؤثر و همدلانه برای مردم تدوین کنند؟
در کشوری که مدیران و دولتمردان با نامهنگاریهای فوری، دستورهای تلفنی و خدمات ویژه، از مسیرهای عادی اداری عبور میکنند، طبیعیست که درکی از سختیهای مردم در برخورد با بوروکراسی خستهکننده، سیستمهای کند و بیتفاوتی برخی کارمندان نداشته باشند. مشکل این نیست که فلان مدیر دردسر افتتاح حساب یا گرفتن مجوز را تجربه نکرده است.
مشکل اینجاست که این بیخبری باعث سیاستگذاریهای دور از واقعیت میشود. وقتی کسی نمیداند که گرفتن یک وام ساده چقدر پرپیچوخم است، یا انتقال یک سند ملکی چه میزان از وقت و انرژی مردم را تلف میکند، چطور میتواند برای اصلاح این روند تصمیم بگیرد؟ شاید وقت آن رسیده که مدیران برای مدتی از اتاقهای شیشهایشان بیرون بیایند، بدون تشریفات، در صف بانک و اداره بایستند و با چشم خود ببینند مردم چه میکشند. شاید آنگاه، تصمیمات از دل مردم برخیزد، نه از دل گزارشهای خشک اداری




