پایگاه خبری پریشهر

62ca6ee5 5863 4ca9 b278 8f04ec22ecfc 1 - سود روی کاغذ، زیان در جیب/  بررسی خطای رایج فعالان اقتصادی در محاسبه سود

سود روی کاغذ، زیان در جیب/ بررسی خطای رایج فعالان اقتصادی در محاسبه سود

۲۱ شهریور ۱۴۰۵


سود روی کاغذ، زیان در جیب بررسی خطای رایج فعالان اقتصادی در محاسبه سود 

گفت‌وگو با محمدعلی آبون، کارشناس مسائل مالی

مقدمه:

یکی از چالش‌های پنهان در زیست‌بوم کسب‌وکارهای کشور و به‌ویژه استان گلستان، تکیه افراطی مدیران بر خروجی نرم‌افزارهای مالی و ترازنامه‌های سنتی است. در بسیاری از موارد، بنگاه‌های اقتصادی با وجود شناسایی سود سالانه، با بحران نقدینگی یا توقف رشد سرمایه مواجه می‌شوند. کارشناسان معتقدند عدم تفکیک میان «سود حسابداری» و «سود اقتصادی» و نادیده گرفتن «هزینه فرصت»، عامل اصلی بروز این توهم سوددهی است. برای واکاوی این موضوع و تبیین مفاهیم کاربردی آن برای مدیران، با محمدعلی آبون، کارشناس مالی به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

چرا بسیاری از کسب‌وکارها با وجود داشتن سود حسابداری، در عمل ثروتمندتر نمی‌شوند و ارزش اقتصادی جدیدی خلق نمی‌کنند؟

محمدعلی آبون: دلیل اصلی این است که مثبت بودن عدد سود در صورت سود و زیان، صرفاً یک بخش از واقعیت را نشان می‌دهد. سود حسابداری تنها مابه‌التفاوت درآمد و هزینه‌های ثبت‌شده (مانند خرید، حقوق، اجاره و استهلاک) است. مشکل زمانی رخ می‌دهد که صاحب کسب‌وکار تنها به همین عدد اکتفا کند و این سؤال کلیدی را نپرسد که: «اگر همین سرمایه، زمان و منابع را در جای دیگری استفاده می‌کردیم، چه میزان بازده به دست می‌آوردیم؟» ورود این پرسش، ما را از سود حسابداری به مفهوم مهم «سود اقتصادی» می‌رساند.

مفهوم «هزینه فرصت» چگونه معادله سودآوری را تغییر می‌دهد؟

محمدعلی آبون: هزینه فرصت یعنی ارزش بهترین گزینه جایگزینی که به دلیل انتخاب مسیر فعلی، از آن چشم‌پوشی کرده‌ایم. در حسابداری فرمول ما ساده است:

هزینه ثبت‌شده−درآمد=سود حسابداری\text{هزینه ثبت‌شده} – \text{درآمد} = \text{سود حسابداری}

اما در اقتصاد، هزینه فرصت نیز از این رقم کسر می‌شود:

هزینه فرصت−هزینه‌های ثبت‌شده−درآمد=سود اقتصادی\text{هزینه فرصت} – \text{هزینه‌های ثبت‌شده} – \text{درآمد} = \text{سود اقتصادی}

به همین دلیل ممکن است شرکتی سود حسابداری داشته باشد، اما سود اقتصادی آن صفر یا حتی منفی شود؛ چراکه بازدهی گزینه جایگزین، بیشتر از سود ثبت‌شده کسب‌وکار بوده است.

می‌توانید این موضوع را با یک مثال ملموس توضیح دهید؟

محمدعلی آبون: فرض کنید فردی ۲ میلیارد تومان سرمایه شخصی وارد کسب‌وکار خود کرده و در پایان سال ۴۰۰ میلیون تومان سود حسابداری کسب می‌کند. در ظاهر ۲۰ درصد سود به دست آمده است. اما اگر همان فرد می‌توانست این ۲ میلیارد تومان را در گزینه‌ای مانند بازار طلا یا یک ابزار کم‌ریسک دیگر سرمایه‌گذاری کرده و ۵۰۰ میلیون تومان سود کسب کند، در حقیقت این کسب‌وکار سود اقتصادی منفی ۱۰۰ میلیون تومان ثبت کرده است؛ یعنی سرمایه در مقایسه با بازار موازی دچار عدم‌النفع شده است.

آیا زمان و نیروی کار صاحب کسب‌وکار هم مشمول هزینه فرصت می‌شود؟

محمدعلی آبون: دقیقاً. در کسب‌وکارهای خرد و متوسط استان، مالکان معمولاً حقوقی برای خود در دفاتر ثبت نمی‌کنند. اما از دیدگاه اقتصادی باید پرسید اگر این فرد با همین تخصص و زمان در جای دیگری مشغول به کار می‌شد، چه درآمدی کسب می‌کرد؟ اگر آن رقم سالانه ۳۰۰ میلیون تومان باشد، این مبلغ هزینه فرصت نیروی انسانی مالک است و تا زمانی که این رقم از عایدی کسر نشود، سود واقعی قابل سنجش نیست.

تفاوت بازدهی سرمایه را در این چارچوب چگونه باید سنجید؟

محمدعلی آبون: به عنوان مثال دو فروشگاه را در نظر بگیرید که هر دو یک میلیارد تومان سود حسابداری شناسایی کرده‌اند. اما فروشگاه اول با ۳ میلیارد تومان سرمایه و فروشگاه دوم با درگیر کردن ۱۵ میلیارد تومان سرمایه به این رقم رسیده‌اند. از نظر حسابداری هر دو موفق بوده‌اند، اما از منظر اقتصادی و بهره‌وری سرمایه، تفاوت بسیار فاحشی میان آن‌ها وجود دارد.

این تفکیک چه پیام و اهمیتی برای فعالان اقتصادی و مدیران کسب‌وکارهای استان گلستان دارد؟

محمدعلی آبون: این نگرش باید نگاه مدیران را از پرسشِ «چقدر سود کردم؟» به سمت «بازده سرمایه من در مقایسه با هزینه فرصت چقدر بوده است؟» تغییر دهد. این مسئله به‌ویژه در استان گلستان اهمیت مضاعف دارد؛ زیرا بخش اعظمی از سرمایه بنگاه‌ها در قالب ملک، موجودی کالا در انبار، مطالبات معوق و سرمایه در گردش قفل شده است و بازده واقعی این دارایی‌ها نیازمند بازنگری دقیق بر مبنای منطق سود اقتصادی است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *